در حال بارگزاری
اخبار

گزیده ای از فضایل امام حسین (ع)

گزیده ای از فضایل امام حسین (ع)

گزیده ای از فضایل امام حسین (ع)

امام حسین، حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع)، مشهور به اباعبدالله و سیدالشهداء (۴-۶۱ق)، امام سوم شیعیان است، که ده سال امامت را بر عهده داشت و در واقعه عاشورا به شهادت رسید. او فرزند دوم امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نوه حضرت محمد(ص) است.

شیخ صدوق در کتاب ” امالی” از عبدالله بن فضل روایت کرده است که گفت: نزد امام صادق(ع) بودم که مردی از اهل طوس وارد شد و از آن حضرت سئوال کرد: ای فرزند رسول خدا! کسی که قبر مبارک امام حسین(ع) را زیارت کند چه پاداشی خواهد داشت؟

امام (ع) به او فرمود:

ای طوسی! کسی که به زیارت قبر اباعبدالله الحسین (ع) برود و او را بشناسد که امام واجب الإطاعه است یعنی خداوند بر همه بندگان واجب کرده که از او فرمانبرداری کنند، خدا گناهان گذشته و آینده او را می آمرزد، و شفاعت او را در مورد هفتاد گنهکار می پذیرد، و در کنار آن قبر مبارک حاجتی را از خدا درخواست نمی کند مگر آنکه برای او برآورده می کند…(۱)

گذشت و بزرگواری امام

در بعضی از کتابهای اخلاق نقل شده است که عصام بن مصطلق گفت: در مدینه معظمه وارد شدم حسین بن علی(ع) را دیدم، جمال زیبا و هیبتی که داشت، و نیز حرکات وسکنات او مرا به تعجب واداشت و حسد باعث شد که آن کینه ای که از پدرش داشتم ظاهر کنم، به او گفتم؟ پس ابوتراب تویی؟

فرمود: بلی. وقتی جوابم را گفت آنچه توانستم به او و پدرش- نغوذبالله- دشنام و ناسزا گفتم.

امام حسین (ع) از روی عطوفت و مهربانی نگاهی به من کرد و فرمود:

” از شیطان ملعون رانده شده به خدا پناه می برم، به نام خداوند بخشنده مهربان، عفو و بخشش را پیشه خود ساز و به خوبی و شکیبائی امر کن و از مردم نادان روی بگردان.

و چنانچه شیطان خواست ترا وسوسه کند به خدا پناه ببر، همانا او شنوا و دانا است.

اهل تقوا هنگامی که دچار خیالات و وسوسه های شیطانی می شوند خدا را به یاد می آورند فوراً بخود می آیند و آگاه می شوند.

و شیاطین برادران خود را در ضلالت و گمراهی می کشانند و سپس در گمراه کردن آنها هیچگونه کوتاهی نمی کنند. “( اعراف /۱۹۹-۲۰۲)

و بعد از تلاوت این آیات به من فرمود:

قدری آهسته تر باش و آرامش خود را حفظ کن، من برای خودم و برای تو از خداوند آمرزش می طلبم، اگر کمکی خواسته باشی تو را کمک می کنیم، و اگر عطا و بخشش طلب کنی به تو می بخشیم، و اگر راهنمائی خواسته باشی تو را راهنمائی می نمائیم.

عصام گوید: من از گفته های زشت خود پشمان شدم و امام (ع) چون آثار شرمندگی را در چهره ام مشاهده کرد فرمود:

” ملامتی و سرزنشی بر شما نیست، خداوند شما را می آمرزد، و او از همه مهربان تر است.”(یوسف/۹۲)

بعد به من فرمود: آیا از اهل شام هستی؟ عرض کردم : بلی.

سپس امام حسین(ع) فرمود:” حیانا الله و أیاک” یعنی خداوند ما و شما را باقی بدارد و زنده نگهدارد، و بعد از آن فرمود: بدون اینکه خجالت بکشی اگر حاجتی داری از ما بخواه، و اگر خواسته ات را گفتی ما را برتر از گمان خود خواهی یافت.

عصام گوید: زمین با همه وسعت آن بر من تنگ شد ودوست داشتم شکافته شود و من به زمین فرو روم، دیگرازخجالت بیشتر نتوانستم بمانم، کم کم به کناری رفته و دورشدم، ولی روی زمین از او و پدرش نزد من کسی محبوبتر و دوست داشتنی تر نبود. (۲)

گزیده ای از فضایل امام حسین (ع)

برخورد امام با سائل

شیخ فقیه ابومحمد حسن بن علی بن شعبه (ره) صاحب کتاب ” تحف العقول” نقل می کند:

مردی ازانصار خدمت امام حسین(ع) رسید و می خواست از آن حضرت حاجتی درخواست کند، امام(ع) به او فرمود:

ای برادر انصار! آبروی خود را از زشتی اظهار نیاز حفظ کن، حاجت خود را در پاره ای کاغذ بنویس و آن را نزد من بیاور و اگر خدا بخواهد ترا خشنود خواهم کرد.

آن مرد نوشت: ای ابا عبدالله! به فلانی پانصد دینار بدهکارم، و او اصرار و پافشاری در مطالبه آن دارد، از شما تقاضا دارم به او سفارش کنید به من مهلت دهد تا بتوانم به آسانی بپردازم.

وقتی امام حسین(ع) نوشته او را قرائت فرمود فوراً به منزل رفت و کیسه ای را که در آن هزار دینار بود برداشت و برای او آورد و فرمود:

پانصد دینار آن را به طلبکار خود بده، و بقیه اش را سرمایه کن تا تو را در مشکلات روزگار کمک کند، و حاجت خود را جز به یکی از این سه نفری که بر می شمارم اظهار نکن:

متدین و دیندار ، یا جوانمرد و بافتوت ، و یا کسی که شرافت خانوادگی داشته باشد. (۳)

تواضع حضرت

روایت شده است: روز عاشورا بر پشت شریف آن حضرت اثری مشاهده کردند، ازحضرت زین العابدین (ع) علت آن را پرسیدند فرمود: “هذا مما کان ینقل الجراب علی ظهره إلی مناز الأرامل و الیتامی و المساکین.

این اثر انبان هائی است که بر پشت خود می گذارده و آذوقه به خانه های بیوه زنان و یتیمان و تهیدستان می برده است. (۴)

احسان امام امام حسین

انس می گوید: خدمت امام حسین(ع) بودم، کنیزکی وارد شد و دسته گلی به آن حضرت هدیه کرد، امام(ع) فرمود: تو در راه خدا آزادی

عرض کردم : او برای شما دسته گلی آورد که ارزش چندانی ندارد و شما او را آزاد می کنید؟ فرمود:

خدا این گونه به ما ادب آموخته است، او در قرآن فرموده است:” و إذا حُییتُم بِتَحِیه فَحَیوا بِأَحسَن مِنها أو رُدُّوها.” ( نساء/۸۶)

” هر گاه کسی به شما درودی فرستد یا احسانی کند شما هم سلام یا احسان او را همانگونه و یا بهتر از آن پاسخ دهید” وبهتر از احسان او آزاد ساختن او بود. (۵)

گزیده ای از فضایل امام حسین (ع)

چند حکایت در مورد امام حسین (ع)

۱- امام باقر علیه السلام فرمود:

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در خانه ام سلمه بود وبه او سفارش نمود که کسی نزد آن حضرت نیاید حضرت حسین در آنوقت خردسال بود وارد شد.

ام سلمه نتوانست جلو او را بگیرد ولی دنبالش آمد. دید حسین علیه السلام روی سینه آن حضرت است و آن جناب گریه می کند و چیزی در دست دارد و ان را می بوسد.

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: ای ام سلمه! این جبرئیل است که به من خبر می دهد این حسین کشته می شود و این خاکی است که روی آن به شهادت می رسد آن را نزد خود نگهدار چون تبدیل به خون شد بدان حبیبم کشته شده است.

ام سلمه عرض کرد: یا رسول الله از خداوند بخواه که از او دفع نماید.

پیامبر فرمود: از خداوند درخواست نمودم ولی حق تعالی به من وحی فرمود که برای او درجه و مقامی است که هیچ کس بدان نمی رسد و او شیعیانی دارد که شفاعت می کنند و شفاعت آنان پذیرفته می شود.

و به راستی مهدی علیه السلام از فرزندان اوست خوشا به حال کسی که از اولیای حسین علیه السلام باشد به خدا سوگند شیعیانش در روز قیامت رستگار و کامیابند.

۲- ابی ذر گوید: امام حسین

دیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم حسن و حسین علیهما السلام را می بوسید و می فرمود: هر که حسن و حسین علیهما السلام و ذریه ایشان را از روی اخلاص دوست داشته باشد زبانه آتش به صورت او نرسد هر چن د گناهانش به عدد ریگ های بیابان باشد مگر گناهی داشته باشد که او را از ایمان خارج نماید.

۳- اعرابی به مدینه آمد و پرسید:

کریم ترین مردم در این شهر کیست؟ حضرت امام حسین علیه السلام را معرفی کردند به مسجد رفت آن حضرت را دید که مشغول نماز هستند چند شعر در مدح آن جناب سرود.

امام حسین علیه السلام به قنبر فرمود: آیا از مال حجاز چیزی مانده است؟

قنبر عرض کرد: بلی چهارهزار دینار طلا. فرمود: آن را بیاور که او سزاوارتر است (پس آن حضرت به خانه رفت) و ردای مبارک خود را برداشت و چهار هزار دینار را در آن پیچید و از شکاف در بیرون کرد و آن زرها را به او داد و چند شعر عذرخواهی سرود.

اعرابی زر را گرفت و گریست ان حضرت فرمودک گویا عطای ما را کم شمردی؟

عرض کرد نه! لیکن می گریم که دستی به این سخاوت چگونه در میان خاک پنهان خواهد شد.

۴- چون آن حضرت در کربلا شهید گردید بر پشت مبارک اثر پینه مشاهده شد سبب آن را از حضرت زین العابدین علیه السلام پرسیدند فرمود:

از بس که کیسه های طعام بر پشت مبارک خود می گذاشت و به خانه بیوه زنان و یتیمان و مساکین می برد.

۵- امام صادق علیه السلام از پدرانش چنین روایت می کند: امام حسین

روزی امام حسین علیه السلام به عیادت عبدالله بن شداد رفت که تب شدیدی داشت چون حضرت داخل شد تب او قطع شد. عبدالله عرض کرد: راضی شدم به آنچه خداوند به حق شما داده است تب از شما می گریزد.

آن حضرت فرمودند: خداوند هیچ چیز را خلق نکرده مگر آنکه به او دستور داده که از ما اطاعت نماید. ناگاه صدایی شنیدیم ولی کسی را ندیدیم که می گفت: لبیک

حضرت فرمودند: آیا امیرالمومنین علیه السلام به تو امر نکردند که نزدیک نشوی مگر به دشمن ما، یا کسی که گنهکار باشد تا کفاره گناه او باشی چرا نزدیک این مؤمن آمده ای؟

۶- در بعضی از کتب معتبره از طاووس یمانی، و در احادیث معتبره از شیعه و سنی روایت شده است:

که چون ان حضرت در شب تار در مکانی می نشست از سفیدی و نوری که از پیشانی و پایین گردن آن حضرت ساطع بود مردم آن حضرت را به آن نور می شناختند زیرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم این دو جا را بسیار می بوسید.

و نیز شیعه و سنی در احادیث معتبره روایت کرده اند: بسیار اتفاق می افتاد که حضرت فاطمه سلام الله علیهادر خواب بود و حضرت حسین علیه السلام در گهواره می گریست جبرئیل ان حضرت را می جنبانید و با او سخن می گفت و او را ساکت می گردانید.

۷- در کشف الغمه روایت شده که انس گوید:

روزی در خدمت حضرت حسین علیه السلام بودم که کنیز آن حضرت گلی را به دست آن جناب داد حضرت فرمود: تو را آزاد کردم گفتم: یک گل برای تو می آورد او را آزاد می کنی!

آن حضرت فرمود: خداوند می فرماید:

«و اذا حییتم بتحیه فحیوا بأحسن منها أو رُدوها؛ هر گاه به شما تحیت گویند شما به تحیتی نیکوتر از ان پاسخ دهید یا همان را رد کنید»

تحیت نیکوتر من این بود که او را آزاد کنم.

۸- اهل تسنن روایت کرده اند:

روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم از خانه عایشه بیرون آمد چون به در خانه فاطمه سلام الله علیها رسید صدای گریه حضرت حسین علیه السلام را شنید فرمود: ای فاطمه!

مگذار حسین بگرید، که گریه او مرا به درد می آورد.

۹- اهل تسنن به طرق متعدده و نیز ابن شهر آشوب از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده اند که روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:

هر که می خواهد به محبوب ترین اهل زمین پیش اهل آسمان نظر کند به حضرت حسین علیه السلام بنگرد.

۱۰- منهال گوید:

سوگند به خدا مشاهده کردم که سر مبارک حضرت حسین علیه السلام بالای نیزه به زبانی گویا سوره کعف را قرائت می کرد تا به این آیه رسید:

«ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» امام حسین

آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از آیات شگفت ما بوده اند؟

مردی گفت: به خدا سوگند! ای فرزند رسول خد سر مبارک تو تعجبّش بیشتر است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *